خرید بک لینک
شیرین بالام بال بالام

گؤزلری گؤیچه بالام

مامانین گؤزل بالاسی

نارداناسی بیرداناسی

برچسب: نویسنده: آوا صالحی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 3:49

برچسب: نویسنده: آوا صالحی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 3:49

کریم آقا هم رفت آن طرف رود با آن لاله های سرخ دوست داشتنی کریم آقا رفت با تمامی مهربانی اش با آن قیافه ی نه چندان دلپذیر و باطنی سرشار از روشنی و زیبایی چقدر زیبا و دوست داشتنی بود کریم آقا بر خلاف آن چشمهای ریز و دماغ بزرگ و سر طاس که همیشه زیر لبه داری آن را پنهان می کرد .... کریم آقا دلم برایت تنگ می شود برای سالهای کودکی ام در آن باغچه ی پر از دار و درخت و گل های لاله و قاصدک های در حال پرواز در فضای باغ. راستی کریم آقا چند بار گل لاله برایم دسته کردی و با عشق به دستم دادی من شش ساله بودم و تمامی راه را تا خانه مان می دویدم تا گل ها پژمرده نشوند و آن ها را توی

برچسب: نویسنده: آوا صالحی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 3:49

محمد حسینم دیشب سر برنامه ی خندوانه چقدر دور اتاق رقصید و دور اتاق چرخید و تمام مدت چشمش به من بود و چشم من به چشمان او ....... برده بودمش به شهر بازی سوار قطار شد و کلی کیف کرد توی سالن لاله پارک ورجه وورجه می کرد و وقتی خیلی خیلی خوشحال می شود یا ورجه وورجه می کند یا می گوید تولدت مبارک و این یعنی محمد حسین حسابی شاد و خوشحال است بعد رفتیم شهر بازی و با یک دختر کوچولو که کمی بزرگتر از خودش بود ایر هاکی بازی کرد و بهش 6 تا قول زد کلی کیف کردیم و هورا کشیدیم و خیلی بهش افتخار کردم آفرین قهرمان مامانی هوراااااااااااااااااا به اندازه ی قهرمانی توی المپیک ریو به

برچسب: یا رفیق من لا رفیق له,یا رفیق من لا رفیق له یعنی چه,يا رفيق من لا رفيق له,یا رفیق من لا رفیق له معنی,یا رفیق من لا رفیق له جوشن کبیر,یا رفیق من لا رفیق له ترجمه,یا رفیق من لا رفیق له بنی فاطمه,یا رفیق من لا رفیق له یعنی,معنای یا رفیق من لا رفیق له,مداحی یا رفیق من لا رفیق له, نویسنده: آوا صالحی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 3:48

دیروز محمد حسین و امیر حسین و قینانا خانم را برده بودم لاله پارک آخ که بچه ها کلی حال کردن آی حال کردن الحمدلله ای جوووونم محمد حسین فروشگاه رو گذاشته بود رو سرش الهی شکر

برچسب: حال من خوب است مثل حال گل, نویسنده: آوا صالحی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 3:48

ناگهان گل می کند در سینه ام غنچه ای که سالها پژمرده بود

شور رستاخیز برپا می شود در دلی که کنج زندان مرده بود

شوق این دیدار گاهی با جنون سر در آغوش هم و در التهاب

قس علی هذا حساب چشم من با همه خون دلی که خورده بود

باقیات الصالحات خاطرت دم به دم در خودنمایی جلوه گر

چشم رازآلودت آتش می زند بر چراغی که ز غم افسرده بود .....

نرگس مامانی محمدحسین - تبریز 12 شهریور 1395

برچسب: بعد از سالها,بعد از سالها دیدمش,بعد از سالها باردار شدم,خواهران غریب بعد از سالها,بعد از این سالهای سگی,شعر بعد از سالها,ادامه تحصیل بعد از سالها, نویسنده: آوا صالحی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 3:48

الهی و ربّی من لی غیرک

هذا من فضل ربّی

مامان گفته ان شا الله به امید خدا محمد حسین رو میبره کلاسهای کانون

البته اگه اجازه بدن که پسر کوچولوی من سر کلاسها باشه الهی شکرت قند توی دل آدم آب میشه الهی به امید تو

محمد حسین فداتم عاشق اون چشاتم

برچسب: نویسنده: آوا صالحی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 3:48

صفحه بندی